تبلیغات
گنجینه ی کویر



پریشونم ازت دنیا



پریشونم و دل خسته است


عجب تاری که این دنیا


به دست و پای من بسته است


نمی خندم دگر با تو


من از خندیدن بیزارم


پسِ خندیدنم دنیا!


یه عالم غصّه من دارم


نمونده در خیالِ من


چیزی که مُغتَنم باشه


همش غم بوده و حسرت


چجوری  تو دلم جاشه


دیگه جونی ندارم من


که برخیزم و رو پاشم


بزار دنیا بمیرم من


بزار در خاکِ گور جاشم.


تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | 12:47 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



میشه فردا هم بیام به دیدنت؟



میشه باز گیج بشم از عطر تنت


میشه مهمونِ نگاهِ تو باشم


میشه روی گونه هات دست بکشم


میشه یک بوسه به دستت بزنم


میزاری زلفاتو برهم بزنم


میزاری بازم تماشات بکنم


دلمو وقف دو چشمات بکنم


میشه دنیامو بزارم زیر پات


فقط از لبهای تو بوسه بخوام


تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


تو دنیایی که ما ساختیم



چیزی شکل قدیما نیست


دیگه  نامَرد پیدا نیست


دیگه نامَردی بی جانیست


همه دنبالِ نفعِ خود


حق،قانونِ دنیا نیست


تو دنیایی که ما ساختیم


همه درگیر با پول اند


نباشه سخت محزون اند


دیگه مَحرم هویدا نیست


بگو، نامحرم اینجا نیست


تو دنیایی که ماساختیم


انصاف،یک واژه ی گنگه


اونی که عاشقه خنگه


هیچی مثل قدیما نیست


دیگه دنیا ، دنیا نیست


تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



ببین عشقت بیابان پرورم کرد



بزد بارون و از عشقت ترم کرد


ببین چشمم مثالِ ابر بارید


ببین جانم بسوخت،خاکسترم کرد


خداوندا! گناهان سخت آشفتم


ولی مهرت به جان بود بهترم کرد


من هر روز با درخت سیب درگیرم


واین وسواس مرا عاقل ترم کرد


تاریخ : چهارشنبه 5 شهریور 1393 | 07:10 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



فقط وقتی از پا افتادی



می فهمی


چه کسی به پات ایستاده


تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393 | 11:35 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



تفسیرِ حسرت می کنم وقتی که از تو دورم



آه،هم سبک نمی کند بغضی که با آن جورم


تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393 | 11:27 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



در نبودنت غزلی ناب سروده ام



خود باورم نبود که اینچنین عاشقت بوده ام


تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393 | 11:10 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


یه بانویی تک و تنها



نشسته تو دلش غمها


غروباش سرد و دلگیره


گلایه هاش نفس گیره


شکایت می کنه از ماه


چرا من مثل تو تنهام؟


ز دست شب دلگیره


سیاهی هاشو می بینه


بگفتا ماه با بانو:


که من ماهم، تو ماه بانو


وحیرانم از این بانو


که زیبایش به ماه رفته


و چشمان و دو ابرویش


و تار و موجِ گیسویش


چو شب زیبا و خوش رنگه


شب از رنگِ چشای تو


به عشقِ خنده های تو


سکوت کرده و شبرنگه


سیاهی هم خودش رنگه


نباشه ماه پیدا نیست


عروسِ خوبِ شب ها نیست.





تاریخ : دوشنبه 27 مرداد 1393 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات




تو کویرِ لوتِ این دنیا هراسانم



دور خود می چرخم و از خود گریزانم

تمام دلخوشی هایم سراب و سخت عطشانم


به امید یه آبادی


یه کومه


یه ظرفِ آبِ سفالی


یه دستِ خالی از منّت


فقط بارانِ چشمانم


بدادم می رسد زین بعد...



تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 09:21 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



عاشقی،خواب خوش پروانه ایست بر برگ گل



طعم خوب میوه ی دست چین شده پای درخت


عاشقی یعنی که حرف هایم را از نگاهم بشنوی


عاشقی یعنی سکوتی آشنا


لمس دستهایت میان خنده ی کم رنگ و بغضی بی صدا


تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



مثل بند بازی رو درّه



مثل گم گشتنِ بره


مثل یک خوابِ پریشون


توی ظهر تابستون


مثل برف، تو اوجِ سرما


وقتی خونه ات هست خیابون


زندگی نامهربونه


این روزا با منِ لاجون


مثل مجهول ریاضی


که همیشه توش می موندم


مثل درکِ واژه هایِ


یه زبونِ سختِ دیگه


نمی فهمم زندگی رو


نمی گیرم که چی می گه


تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


اونی که نام من حرفِ لبش بود



چه راحت از دلش ( آرام) رفته


چنان از یادِ او رفتم که گویی


که ( آرام) از همه دنیام رفته


تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات

یه دنیا حرف مونده تو دلم

 

کجایی تو ای محرم راز من

 

چقدر خاطره دارم از بودنت

 

تو ای همنوا با دم ساز من

 

چگونه چنین دور گشتی زمن؟

 

توکه  جان میسپردی به یک نازمن

 

یه لحظه به من فکر میکنی؟

 

یابه نسیان سپردی همه یادمن

 

دگر من برایت مهم نیستم؟

 

سراغی نمیگیری از حال من

 

نگو بی وفایی همه از تو بود

 

تو ساده گذشتی از عشق و احساس من

 


 

 



تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات

خالی است زندگانیم بدون تو



میشود به لحظه های من،گام بگذاری؟


میشود عاشقانه در کویرِ قلبِ من،پای بگذاری؟


خسته از سکوتِ سردِ بودنم


میشود در تنورشعر من،عشقِ ناب بگذاری


یک بغل ترانه و غزل سروده ام برای تو


میشود میان صحن چشم من پای بگذاری؟


این ترانه ها چه قابل است،دیوانِ شعر میشود


وقتی تو در سرای قلب من همیشه مهمانی...



تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | 04:47 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


وقتی خیلی تنها میشی



بیشتر از همیشه می فهمی که

یکی رو داری
...


تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 03:16 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


تو نباشی!کسی از حالِ دلم خبر نمی گیرد



واژه ی"کجایی عزیزم"چه ساده می میرد


در نبود تو فراموش کرده ام نام خود را


آخر کسی جز تو سراغم را نمی گیرد


بی تو دقایق هم دهن کجی می کند به من


کُند می گذرد و انتقام گذشته را می گیرد


تاریخ : شنبه 14 تیر 1393 | 05:14 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات




دلتنگی هایم را



توی کاسه ی صبرم ریختم


سرریز کرد...


تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


دلم هواتو کرده و چشام واست بارونیه



در حسرتِ چشمای تو،فصلِ دلم خزونیه


خزون گرفته نازنین،تمومِ این جون و تنم


ابرِ بهاریم تویی، کویرِ خشکیده منم


ساقه ی سبزِدست من،پیچکِ وحشی تنت


چقدر قشنگه نازنین، وقت به دست آوردنت


حس غریبِ بودنت،مثل نسیمِ نوبهار


هوای تازه ای میشه،برای قلبِ بیقرار.





تاریخ : پنجشنبه 5 تیر 1393 | 02:11 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



وقتی تو در کنارمی، من شاعرم هنوز



باید تو را باور کنم در خواب های نیم روز


باید که با خیالِ بوسه ی تو بیدار شوم


باید به فردایِ با تو بودن، امیدوار شوم


تاریخ : جمعه 23 خرداد 1393 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



گاهی دلم برای زندگی،بهانه می خواهد



گاهی یه آشنا یک عاشقانه می خواهد


گاهی فقط بگو: من با توأم عزیزِ من!


گاهی دلم یک بوسه ی جانانه می خواهد


تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات





من از خیلِ خُسران زدگانِ روزگارم امّا


دل در گرو عشقِ حبیبی دارم


تنها خوشیِ قلبِ من این است...


معبود و معشوقه ی، بی نظیری دارم














تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات




گفتند زتو ای گل،صد قصّه،در حواشی



امّا تو خود،بدانی،در اصل،چگونه باشی


هرگز مبند دل را بر های و هویِ دنیا


اینجا گذرگاهی است،مقیمِ آن نباشی


دل، جای دیگری بند


آنجا که در نهایت مقصودِ آن باشی.


تاریخ : پنجشنبه 15 خرداد 1393 | 11:47 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



چشم هایم از تمام منظره ها...



دیدنِ روی ماهِ تو را می خواهد و بس


دستهایم لغزیدن بر روی گونه هایت


سرانگشتانم هوسِ نقش صورتت را کرده


وسرم دشتِ سینه ات رامی طلبد برای آرمیدن



تاریخ : دوشنبه 5 خرداد 1393 | 01:21 ق.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات



پنجره ، چه بیصدا باد را، راه می دهد


نسیم ِصبح می شود بر تنت دست می کشد


ز بوی پیرهن و تنت، باد هم مَست می شود


خوشا به حال پنجره، خوش به حالِ  باد


که اینچنین،به وقت خواب،ز یارمن رد میشود


تاریخ : یکشنبه 4 خرداد 1393 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات


طعم لبایِ نازتو، عسل نداره  نازنین



منو به رویا میبره این بوسه های آتشین


وقتی که تو کنارمی،دنیا چه خوب و عالیه


نفس که می کشم عجیب!هوا واسم بهاریه


سر که میزارم رو سینه ات،دنیا واسم یه اَرزَنه


با عشق نفس کشیدن هم،رویای خوبِ هر زنه


قشنگ ترین بهانه ای واسه تَرَنُم چشام


واسه تپیدنِ دل و بارون اشک رو گونه هام



تاریخ : شنبه 3 خرداد 1393 | 12:08 ب.ظ | نویسنده : ( آرام ) رضوی | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...