تبلیغات
گنجینه ی کویر

گنجینه ی کویر

گر تو یاری نکنی!

وقتی دورم ز تو، آواره ترین فردِ زمینم


تو خبر داری ز حالم منِ دیوانه همینم


یک طرف وسوسه ی سیب و غفلتِ من


یک طرف عشق تو و اَحسنِ مخلوقِ زمینم


مادرم رانده شد از جنّتِ رضوان!


آن زمان خوردن سیب ممنوع بود


من چه سازم؟ که گرفتار در این جنگلِ سیبم


لحظه ای وانگذاری به خودم که در این چرخه ی گردون


آنقدر سیب بچینم که برانی ز زمین هم


این همه وسوسه و سیب،شیطان هم هست


گر تو یاری نکنی، باخته ام عزّت و دینم.


+ نوشته شده در  شنبه 24 آبان 1393ساعت 02:19 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


بازم صدای یاحسین



بازم نوای کاروان آید به گوش



بازم زمین افتاده بر جوش و خروش


بازم دلم پَرمی کشد تا نینوا


چشمان من تر می شود در این هوا


بازم سیه پوش گلِ دردانه ام


یک پرچم سرخ می زنم در خانه ام


بازم عزا و مرثیه


بازم صدای (یاحسین)


آهنگ سردِ العطش


بازم من و این خاندان


دل می رود با کاروان


+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان 1393ساعت 02:23 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


عاشقی




عمری دم از عاشقی زدیم و نفهمیدیم عشق چیست



گاه در شناختِ عاشقی از اسبِ حسین (ع)هم کمتریم.


+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان 1393ساعت 05:10 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


پدرم



اون روزا وقتی که بابا میومد



تو خونه یه عالم ،غوغا میومد


دست و بالش اگه از پول خالی بود


ولی مرد بود، با یه دنیا میومد


پنج تا بچه،قدو نیم قد،ریز و خُرد


بابامون مثل نگینی پیش ماها میومد


روزای تعطیل و جمعه هم اضافه کار می کرد


دست پر باز پیش ماها میومد


پدرم از جون واسم عزیزتره


صد و بیست سال کاش خدایا


بابا از راه میومد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر 1393ساعت 04:35 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


سایه



زیر این سقف کبود، یه روز یکی بود



که اسمِ منو خوب یادش می موند


وقتی بودی تو،غصه ها حباب بود روی آب


حالا کی بگه شب بخیر بهم هرشب وقت خواب؟


تو برای من، یه سایه بودی تو دلِ آفتاب


یه ناجی خوب که واسه نجات،دل به دریا داد.


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مهر 1393ساعت 09:25 ق.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


از جنس بودن

یکی که از جنسِ بودن بود


میان این هیاهو ها


میان ازدحامِ شهر


بغض هایم را باد می داد.


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مهر 1393ساعت 09:13 ق.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


وقتی تو می خندی




وقتی می خندی



روزِمن  به بهترین شکل متحوّل میشود


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مهر 1393ساعت 12:41 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


نفس تو



هوای بهاری لازم نیست



نفس تو که باشد


شمعدانی ها گل میدهد


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مهر 1393ساعت 12:36 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


جادو




از چشم تو می پرسم هردم این معما را



ای ساحره،ای جادو!از بهر چه زیبایی؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مهر 1393ساعت 12:32 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


بی مهری

دلم یخ زد در این بورانِ بی مهری


زمانی که کنارت بودم و با من نبودی


+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مهر 1393ساعت 10:12 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


چاپ مجموعه ی اشعار



به اطلاع دوستان عزیز ومحترمم میرسانم


اولین مجموعه ی اشعارم با نام (من و سیب و تکرار)


به چاپ رسیدو در کتاب فروشی های معتبر شهر در دسترس عزیزان می باشد



+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مهر 1393ساعت 10:04 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


یا علی موسی الرضا



شکارچی غم،نشونه رفته آهوی قلبم



ضمانتم کن پیش خدا که غمگین ترینم


سلطانِ قلبم!در تب و تابم،خیلی بی تابم


بوی حرمت،بارگاه و صحنت پیچیده آقا


باز دلم اونجاست، بین زائرات


شکل یه مرغم، مرغکی اسیر


پر زده دلم، دستمو بگیر


+ نوشته شده در  شنبه 5 مهر 1393ساعت 02:31 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


دنیا




پریشونم ازت دنیا
...


پریشونم و دل خسته است


عجب تاری که این دنیا


به دست و پای من بسته است


نمی خندم دگر با تو


من از خندیدن بیزارم


پسِ خندیدنم دنیا!


یه عالم غصّه من دارم


نمونده در خیالِ من


چیزی که مُغتَنم باشه


همش غم بوده و حسرت


چجوری  تو دلم جاشه


دیگه جونی ندارم من


که برخیزم و رو پاشم


بزار دنیا بمیرم من


بزار در خاکِ گور جاشم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور 1393ساعت 11:47 ق.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


مهمون نگاه تو




میشه فردا هم بیام به دیدنت؟



میشه باز گیج بشم از عطر تنت


میشه مهمونِ نگاهِ تو باشم


میشه روی گونه هات دست بکشم


میشه یک بوسه به دستت بزنم


میزاری زلفاتو برهم بزنم


میزاری بازم تماشات بکنم


دلمو وقف دو چشمات بکنم


میشه دنیامو بزارم زیر پات


فقط از لبهای تو بوسه بخوام


+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور 1393ساعت 11:13 ق.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


دنیایی که ما ساختیم



تو دنیایی که ما ساختیم



چیزی شکل قدیما نیست


دیگه  نامَرد پیدا نیست


دیگه نامَردی بی جانیست


همه دنبالِ نفعِ خود


حق،قانونِ دنیا نیست


تو دنیایی که ما ساختیم


همه درگیر با پول اند


نباشه سخت محزون اند


دیگه مَحرم هویدا نیست


بگو، نامحرم اینجا نیست


تو دنیایی که ماساختیم


انصاف،یک واژه ی گنگه


اونی که عاشقه خنگه


هیچی مثل قدیما نیست


دیگه دنیا ، دنیا نیست


+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 شهریور 1393ساعت 03:25 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


عشقت بیابان پرورم کرد




ببین عشقت بیابان پرورم کرد



بزد بارون و از عشقت ترم کرد


ببین چشمم مثالِ ابر بارید


ببین جانم بسوخت،خاکسترم کرد


خداوندا! گناهان سخت آشفتم


ولی مهرت به جان بود بهترم کرد


من هر روز با درخت سیب درگیرم


واین وسواس مرا عاقل ترم کرد


+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور 1393ساعت 06:10 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


از پا افتاده




فقط وقتی از پا افتادی



می فهمی


چه کسی به پات ایستاده


+ نوشته شده در  شنبه 1 شهریور 1393ساعت 10:35 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


حسرت




تفسیرِ حسرت می کنم وقتی که از تو دورم



آه،هم سبک نمی کند بغضی که با آن جورم


+ نوشته شده در  شنبه 1 شهریور 1393ساعت 10:27 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


عاشقت




در نبودنت غزلی ناب سروده ام



خود باورم نبود که اینچنین عاشقت بوده ام


+ نوشته شده در  شنبه 1 شهریور 1393ساعت 10:10 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


ماه بانو



یه بانویی تک و تنها



نشسته تو دلش غمها


غروباش سرد و دلگیره


گلایه هاش نفس گیره


شکایت می کنه از ماه


چرا من مثل تو تنهام؟


ز دست شب دلگیره


سیاهی هاشو می بینه


بگفتا ماه با بانو:


که من ماهم، تو ماه بانو


وحیرانم از این بانو


که زیبایش به ماه رفته


و چشمان و دو ابرویش


و تار و موجِ گیسویش


چو شب زیبا و خوش رنگه


شب از رنگِ چشای تو


به عشقِ خنده های تو


سکوت کرده و شبرنگه


سیاهی هم خودش رنگه


نباشه ماه پیدا نیست


عروسِ خوبِ شب ها نیست.





+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد 1393ساعت 09:36 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


باران چشمانم





تو کویرِ لوتِ این دنیا هراسانم



دور خود می چرخم و از خود گریزانم

تمام دلخوشی هایم سراب و سخت عطشانم


به امید یه آبادی


یه کومه


یه ظرفِ آبِ سفالی


یه دستِ خالی از منّت


فقط بارانِ چشمانم


بدادم می رسد زین بعد...



+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد 1393ساعت 08:21 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


عاشقی




عاشقی،خواب خوش پروانه ایست بر برگ گل



طعم خوب میوه ی دست چین شده پای درخت


عاشقی یعنی که حرف هایم را از نگاهم بشنوی


عاشقی یعنی سکوتی آشنا


لمس دستهایت میان خنده ی کم رنگ و بغضی بی صدا


+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد 1393ساعت 08:14 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


نمی فهمم زندگی رو




مثل بند بازی رو درّه



مثل گم گشتنِ بره


مثل یک خوابِ پریشون


توی ظهر تابستون


مثل برف، تو اوجِ سرما


وقتی خونه ات هست خیابون


زندگی نامهربونه


این روزا با منِ لاجون


مثل مجهول ریاضی


که همیشه توش می موندم


مثل درکِ واژه هایِ


یه زبونِ سختِ دیگه


نمی فهمم زندگی رو


نمی گیرم که چی می گه


+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد 1393ساعت 08:38 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


آرام



اونی که نام من حرفِ لبش بود



چه راحت از دلش ( آرام) رفته


چنان از یادِ او رفتم که گویی


که ( آرام) از همه دنیام رفته


+ نوشته شده در  جمعه 10 مرداد 1393ساعت 12:57 ق.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


تو ساده گذشتی

یه دنیا حرف مونده تو دلم

 

کجایی تو ای محرم راز من

 

چقدر خاطره دارم از بودنت

 

تو ای همنوا با دم ساز من

 

چگونه چنین دور گشتی زمن؟

 

توکه  جان میسپردی به یک نازمن

 

یه لحظه به من فکر میکنی؟

 

یابه نسیان سپردی همه یادمن

 

دگر من برایت مهم نیستم؟

 

سراغی نمیگیری از حال من

 

نگو بی وفایی همه از تو بود

 

تو ساده گذشتی از عشق و احساس من

 


 

 



+ نوشته شده در  شنبه 4 مرداد 1393ساعت 05:44 ب.ظ  توسط ( آرام ) رضوی  نظرات()


.: تعداد کل صفحات 9 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]